با رشد کودک دامنه تمرکزش افزایش می یابد.بنابراین پنج ساله ها نسبت به کودکان چهار ساله مدت بیشتری تمرکز میکنند،بعضی اوقات یک ساعت به طراحی،نقاشی،مجسمه سازی یا ساخت می پردازند،ولی معمولا مدت کار آنها از یک ربع تا نیم ساعت است.

آنها پیش از نقاشی خود حتی هنگامی که به گفته خود (طرح) می کشند مایلند تصمیم بگیرند شکل های مشخصی طرح کنند.آنها با اطمینان و تشخیص بیشتری نسبت به سالهای پیش رنگ را مخلوط می کنند.در صورتی که عده ای هنوز مایل هستند با رنگ ور بروند و کارشان را با گذاشتن یک رنگ برروی دیگری به طور مکرر تغییر دهند.این موضوع به خصوص در مورد کودکانی صادق است که برای اولین بار نقاشی می کنند.

کودکان در این سن علاقه دارند در مجسمه سازی اشکال را ترکیب و ساختنی های بهتری نسبت به سه ساله ها یا چهار ساله ها بسازند.همان طور که با ماده آشنا می شوند شکل های خمیری پیچیده تری می سازند و دوست دارند هر چیزی را مانند دکمه،نی و چیزهای دیگر،انتخاب کنند و آنهارا به عنوان بخش معینی از ساخت به صورت تزیین در گل فرو کنند ولی هدف از این کار لذت بردن از فرو کردن و بیرون آوردن نیست.آنها معمولا مانند سه ساله ها به خاطر لمس ماده چیزی را تکرار نمی کنند،بلکه مایل هستند شی به خصوصی را خلق کنند.

محصول نهایی کودک ممکن است در حین مجسمه سازی و یا اندیشه ای که در آغاز داشته است،توسعه یافته باشد.

کودک پنج ساله مواد کولاژ را با فکر انتخاب می کند و آنهارا به اشکال جالب قیچی می کند.او می تواند قیچی را با اطمینان و مهارت بیشتری به کار ببرد.از درست کردن ساخت و متحرک ها لذت می برد و می تواند راه هایی برای بهم بستن مواد با مفتول،لوله پاک کن،گیره های کاغذ،یا نخ تدبیر کند و نیز می تواند شروع به متعادل کردن شکلی با شکل دیگر کند.مانند چهار ساله ها نگاه کردن به اشیا را شیوه ای نو مخصوصاً وقتی بر هم تاًثیر می گذارند می آموزند.آین کار بعد جدیدی به مواد می دهد،زیرا کودک آنها را همچون عناصری که در تخیل او می توانند به طرح های اصلی تبدیل گردند به طور خام می بیند.او می تواند ساخت هایی که به تنهایی ایستاده باشند درست کند یا می تواند متحرک هایی که مجذوبیت حرکت در آنها عنصر اضافه شده ای است،بسازد.