او مرکز دنیاست!!!


در مورد کودکان پرخاشگر و خشن که سایر کودکان را کتک می‏زنند، نباید با خشونت عکس العمل نشان داده و آنها را کتک زد بلکه به او بگویید:"نباید دوستت را کتک بزنی، اگر از دست او عصبانی هستی، به او بگو از دستش عصبانی هستی ولی او را نزن ". در واقع از او بخواهید احساساتش را بازبان و نه با مشت و لگد بیان نماید.


یکی از راههای آرام نمودن غریزه‏های ضد اجتماعی کودک این است که " عروسک‏های کتک خور" در اختیارش قرار دهید. این عروسک‏ها را خودتان می‏توانید در اندازه نسبتا بزرگی درست کنید و آماده سازید تا کودک بتواند غرایز اجتماع ستیز و احساسات آشفته خود را توسط آنها بیرون بریزد.


یکی دیگر از راههای آزاد سازی این غرایز که به سادگی قابل اجراست، بازی با عوض کردن نقش‏هاست. به این ترتیب به کودکتان بگوئید:"امروز یک بازی جدید می‏کنیم. تو بابا یا مامان می‏شوی و من جای تو را می‏گیرم و کودک می‏شوم. هرچه بگویی من گوش کرده و اطاعت می‏کنم."این بازی جهت آزاد سازی احساسات آشفته بدون هیچ خطری می‏باشد.

روش آخر، در مورد آزاد سازی این غرایز، فرستادن کودک به مهدکودک از سن 3سالگی است.در آنجا هم محرکات جدیدی برای یادگیری بهتر در اختیار کودک قرار می‏گیرد و با کمک یک مربی خوب، موقعیت‏های زیادی جهت آزادسازی احساسات آشفته خواهد داشت.

اگر فرزندانتان متوجه شوند که شما همیشه عالی و بی‏کم وکاست نیستید، بلکه به هنگام ارتکاب به اشتباه عذر خواهی می‏کنید و در رفتارتان تجدید نظر می‏نمائید، در زندگی خود موضع آرام‏تری می‏گیرند. آنهانیز عذر خواهی کردن و اصلاح اشتباهات خود را می‏آموزند.

توقعات خود را از کودک ، تدریجا اضافه کنید. انتظارات زیاده از حد، مشکلات جدیدی را از قبیل: بهانه‏گیری در غذا خوردن، ترس از تاریکی و حیوانات، کندی در کارها، ناخن جویدن و دیدن خواب‏های ترسناک برای کودک به وجود می‏آورد.

یک کودک دارای استعداد غریزی برای دوست داشتن، اطاعت و احترام گذاشتن به شما نیست. این شما هستید که از بدو تولدش و با گذراندن زمان لازم، بایستی محبّت، اطمینان، احترام و دوست داشتن را در او به وجود آورید.

به فرزندتان بیاموزید که "درست "و "غلط"،"خوب "و "بد"،ربطی به احساسات ندارد. احساسات "خوب و بد" وجود ندارد، عمل "خوب و بد " وجود دارد. بعضی از والدین اجازه بیان احساسات منفی را به فرزندان خود نمی‏دهند و با این کار در مقابل بیان احساسات مثبت آنها نیز سدی می‏بندند و نتیجه کلّی این کار، سرکوبی احساسات توسط کودکان خواهد شد.


در سنین پائین‏تر، بایستی کودکان را تشویق نمود تا تمام احساسات، چه خوشایند و چه ناخوشایند را برای والدین بیان نمایند، اما کودک از شش سالگی بایستی متوجّه شود که دیگران نیز دارای احساسات هستند واو اجازه ندارد با بیان نظرات ناخوشایند خود، احساسات آنها را جریحه‏دار کند.


ممکن است رفتار نامناسب کودکی ما را عصبانی کند. اما اگر بروز این رفتارهای نامناسب را نتیجه بی اطّلاعی و نادانی او بدانیم، در آن صورت شیوه سخن گفتن و برخورد ما با کودک در رویارویی با چنین موقعیت‏هایی تغییر خواهد کرد و در کودک نیز احساسهای خوشایندتری برانگیخته خواهد شد.

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد"این جمله به گوش ما آشناست و منظور آن را درک می‏کنیم. اما آیا کودکان نیز مانند ما معنی و مفهوم آن را می‏دانند؟ کودکان زمان و مکان مناسب برای رفتاری را نخواهند دانست مگر اینکه به آنها آموزش لازم در این زمینه داده شود.

"قوانین مانند تارهای عنکبوت است که ممکن است مگس‏های کوچک را گیر بیاندازد، امّا زنبورهای درشت را آزاد می‏گذارد." (جوناتان سونیت)


گاهی کودکان به این سبب ملامت می‏شوند که مقررات مربوط به بزرگسالان را رعایت نمی‏کنند. اما بیشتر وقت‏ها علت این نافرمانی این است که کودکان به درستی نمی‏دانند که بزرگسالان از آنان چه می‏خواهند. روش ما در آموزش و پرورش نباید چنان باشد که اطلاعات را کورکورانه به کودکان یاد بدهد. کودکان باید بتوانند علّت برقراری مقررات و علت لزوم اطاعت از آنها را یاد بگیرند.

/ 35 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
@Si

مرسی بانو که امدی @ کم کم داشتم فکر میکردم که فراموش شدم بانو ، من خیلی تنهام ،‌کمک میخوام [سوال]

رادیکال

سلام دو تا سئوال : 1.چرا آپ نمی کنی؟ 2. من آپم ... چرا نمیای سر بزنی؟

محمد مروتي

الهام عزيز سلام خيلي خوشحالم كه اينطوري مشغول كاري برات از خداوند موفقيت مسئلت دارم بعد از كارت اگه تونستي در مورد پروژت برام بنويسي خيلي خوشحال خواهم شد ضمنا من كاري نكردم جز وظيفه يك انسان نسبت به همنوعاننش اين خودت بودي كه انرژي كافي داشته اي براي كار به هرحال برات ارزوي موفقيت دارم . خدانگهدار[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

حامد

[گل] به نام آفريننده يكتا [گل]. سلام خوب خوش و شاد باشي ممنون كه به كلبه كوچكم سر زديد يك دنيا تشكر منتظرتون هستم ياحق [گل]

حامد

زماني که آفتاب کم کم سر بيرون مي آورد و اشک لرزان گل را با دست نوازشگرش پاک مي کند سپيدي صبح را مي بينم که چه آرام آرام بر بالشهاي سفيد گام مي نهد و از بالا زمينيان را نظاره مي کند مي بيند که چگونه جهد مي کنند شبها صداي خفاشان را خواهم شنيد تا از ميان زمين و آسمان از بديها و خوبيها گمشده ام را پيدا کنم و آن خداي من است

@Si

سلااااااام بانو 2تا خبر اول اینکه با اجازه لینکت کردم [گل][گل] دوم اینکه آشنایان غریب خونه تکونی کرد دوماه بعد از عید [خنده][چشمک][گل]

حامد

[گل] بنام يگانه معبود تنها [گل]. سلام خوب خوش و شاد باشي ممنون كه به وبلاگ جديدم اومديد خوشبختي چون قطاري است سرافراز که بر روي ريلهاي زندگي حرکت مي کند تا به مقصود خود برسد، اميدوارم که خوشبختي وسرافرازي همواره همراه و هم پيمان شما در تمام مراحل زندگيت باشد. ياحق [گل]