اطلاعات عمومی راجع به رنگها

 

رنگ ، نوری است که از اجسام به چشم ما میرسد.رنگهای اصلی شامل زرد،قرمزو آبی هستند.در دایره کروماتیک 12 رنگ استاندارد داریم.

رنگ های گرم شدت جریان خون را بالا می برند و ایجاد تحرک می کنند ولی رنگ های سرد شدت جریان خون را پایین می برند و احساسآ آرامش می دهند.

رنگ های روشن حس پس روی و رنگ های تیره حس پیش روی دارند.

رنگ های روشن اجسام را بزرگتر نشان می دهند و رنگ های تیره اجسام را کوچکتر نشان می دهند.
استفاده از رنگ های سرد در اتاق های گرم و آفتابگیر ،آسایشگاه ها و محل استراحت مناسب هستند.
استفاده از رنگهای گرم در مکان هایی که آفتابگیر نیستند،مکان های ورزشی،رستوران هاو ناهار خوری اشتها آور است.

رنگها عدد مخصوص به خود دارند: سفید=٠،سیاه=١٢،سبز=۶ ،قرمز=۶ ،بنفش =٣،آبی =۴ ،نارنجی =٨ ،زرد =٩

هر دو رنگی را که با هم جمع کنیم و عدد 12 حاصل شود رنگ های مکمل هستند.

مکان رنگها:

١--گرم روشن: استفاده از این رنگ در سقف تحریک کننده،در دیوارها گرما بخش و در کف روشنی بخش است.

٢-گرم تیره:استفاده از این رنگ در سقف احاطه کننده ،در دیوارها محدود کننده و در کف اطمینان بخش است.

٣-سرد روشن: استفاده از این رنگ در سقف آرامش بخش ،در دیوارها وسعت بخش و در کف حس لطیفی را به شخص می دهد.

۴-سرد تیره: استفاده از این رنگ در سقف تهدید کننده ،در دیوارها غم انگیز ودر کف سنگین و طاقت فرسا است.

/ 10 نظر / 16 بازدید
سحر

از نبودن تو ، تا شبهایی که به یادت سحر نشد . . . از زخم هایی که به جانم افتاده است ، تا لحظه ی خواستن چشمهایت . . . راهی نمانده است . اما بی تو ، آرزوهایم خفه شده اند ، ذره ذره جان دادند تا به اینجا که نیستی برسم . . . مثل همین لحظه که می نویسم برایت ، من مانده ام ، با یادی که از حضورت ساخته ام در یادم . . . من و نبودن و نبودن و نبودنت . . . . . اما بی خیال ! جایی دیگر تو را خواهم جست ، شاید جایی دیگر ، خیلی دور ، خیلی نزدیک . . . سلام صبح بخیر پیشاپیش میلاد مهدی موعود را به شما مهربان و خانواده محترمتون تبریک میگم....با آپ جدیدی به روزم ..خوشحال میشم عطر قدمهای سبزتون فضای کوچک کلبه ام پرکنه....روز دل انگیزی داشته باشی مهربون روزخوش[بغل][گل][گل][بغل]

رادیکال

سلام با " شوخی ِ جدی " بروزم[گل]

م ح م د

نیمه شب در دل دهلیز خموش ضربه پایی افکند طنین دل من چون دل گلهای بهار پر شدم از شبنم لرزان یقین گفتم این اوست که باز آمده جستم از جا و در ایینه گیج بر خود افکندم با شوق نگاه آه لرزید لبانم از عشق تار شد چهره آیینه ز آه شاید او وهمی را می نگریست گیسویم در هم و لبهایم خشک شانه ام عریان در جامه خواب لیک در ظلمت دهلیز خموش رهگذر هر دم می کرد شتاب نفسم نا گه در سینه گرفت گویی از پنجره ها روح نسیم دید اندوه من تنها را ریخت بر گیسوی آشفته من عطر سوزان اقاقی ها را تند و بیتاب دویدم سوی در ضربه پاها در سینه من چون طنین نی در سینه دشت لیک در ظلمت دهلیز خموش ضربه پاها لغزید و گذشت باد آواز حزینی سر کرد [گل]

حامد

خوشبختي چون قطاري است سرافراز که بر روي ريلهاي زندگي حرکت مي کند تا به مقصود خود برسد، اميدوارم که خوشبختي وسرافرازي همواره همراه و هم پيمان شما در تمام مراحل زندگيت باشد.

سحر

سلام روز بخیر مهربون خیلی مفید و آموزنده بود..مرسی خبرم کردی[گل]

محسن

راستی آبجی هنوز ژستتو نخوندم تا فردا میام می خونم بعد نظر میدم [نیشخند] فعلا خدا حافظ [گل][گل]

محسن

منظورم پست بود اشتبا نوشتم ژست[زبان]

م ح م د (1359)

آتش تو را فرا می‌گیرد، خاك افسانه‌هایش را زمزمه می‌كند، راهب ردای زعفرانی‌اش را بر دوش می‌اندازد هنگامی‌كه حیات از تو دریغ می‌شود. اینجا درختی به تقدیر سوختن تن می‌دهد، راهب اشكش را با گوشه‌ی ردا پاك می‌كند، كرمی در خاك فرومی‌رود، كركسی در آسمان نیمدایره‌ای رسم می‌كند و فرودمی‌آید، و من در شعله‌های آتش تو را دوست می‌داشتم، در خاك در درخت تو را دوست می‌داشتم، در منقار كركس در دهان كرم تو را دوست می‌داشتم. - -- - -- - - -- -- - - -- - -- - -- - -- - -- - - -- - - -- -- - فرارسیدن ماه مبارک رمضان برشما مبارک سایه لبخندتو به روز شد - -- -- - -- - - ----- - - -- - -- - -- - -- - - -- - - - - - - [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

م ح م د (1359)

ترسم تو را عاشق شوم از حال خود غافل شوم ترسم که عقلم در بری مجنونو بی حاصل شوم ترسم که اسم شب شوی ورد زبان من شوی ترسم که در هر نيمه شب فکر خيال من شوی ترسم طنين خنده ات آيد که بيتابم کند وحشی صفت مرغ دلم در بر کشد رامم کند حوشم برد مستم کند يک لحظه آرامم کند ترسم کلام دلنشين کايد ز تو خوابم کند جنگ و نبرد زندگی باز آيد آزارم کند در هم بپيچند پيکرم بعدم برد خاکم کند خواهم که در اوج هواس در خلوتی يادم کنی بعد زنی خوابت برد از ذهن خود پاکم کنی. ممنون از اینکه سایه لبخندتو رو فراموش نمیکنی!!![زبان][گل]

م ح م د (1359)

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند رویا هایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند سکوت سرشار از سخنان ناگفته است حرکات نا کرده اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده در این سکوت حقیقت ما نهفته است حقیقت تو و من ... من و تو ... [گل][گل][گل]